<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>څادری، د قدرت دريڅه</title>
	<atom:link href="http://www.chadari.af/pashto/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.chadari.af/pashto</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 05 Aug 2010 10:46:43 +0000</lastBuildDate>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<item>
		<title>چادری، دريچه قدرت</title>
		<link>http://www.chadari.af/pashto/?p=200</link>
		<comments>http://www.chadari.af/pashto/?p=200#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 Aug 2010 10:46:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator></dc:creator>
				<category><![CDATA[مقاله و تحليل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.chadari.af/?p=200</guid>
		<description><![CDATA[فرخنده زهرا« نادری» بجا میدانم که نکات چندی پیرامون چادری وشعارچادری دریچۀ قدرت به رشته تحریرآورم، پس میخواهم از ارتباط چادری باخود آغاز نمایم به صفت یک دختر افغان حتی خارج ازمرزهای سرزمینم همیش یک ارتباط مستحکم وناگسستنی بین خود واین پوشش یعنی همان چادری که دریچه قدرت مینامم احساس کرده ام، حتی نابسرکرده آنرا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: left;" dir="rtl"><strong>فرخنده زهرا« نادری»</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><img class="size-thumbnail wp-image-203 alignright" title="چادری، دريچه قدرت" src="http://www.chadari.af/wp-content/uploads/2010/08/001-100x100.jpg" alt="" width="100" height="100" />بجا میدانم که نکات چندی پیرامون چادری وشعارچادری دریچۀ قدرت به رشته تحریرآورم، پس میخواهم از ارتباط چادری باخود آغاز نمایم به صفت یک دختر افغان حتی خارج ازمرزهای سرزمینم همیش یک ارتباط مستحکم وناگسستنی بین خود واین پوشش یعنی همان چادری که دریچه قدرت مینامم احساس کرده ام، حتی نابسرکرده آنرا پوشیده ام پس این ارتباط معنوی بلندتر ازیک پوشیدن یا عدم پوشیدن آن است. به صورت عموم وقتیکه جهانیان با یک دختروزن افغان روبرومیگردند بعد ازفهمیدن هویت اش  به صفت یک افغان، ملاحظات بعدی شان راجع به چادری وآنهم تصویرمشهور آن به رنگ آبی بوده که این خود منظور از شناخت زن افغان میباشد، البته بطورمعمول درمقابل، پاسخ ما افغان ها راجع به  این پرسش به دونکته است:<span id="more-200"></span> اول اینکه موضوع چادری بصورت افغانستان شمول به آن مقطع زمانی ربط میگیرد که بنابرظلم دورۀ زمامداری طالبان به یک امرواضح وآشکار مبدل گردیده بود، دوم مرتبط دانستن چادری به یک قشر محدود زن درافغانستان، با این ملاحظات درست مگر نامکمل ما خواهان مجزا ساختن خویش ازاین گروپ زن چادری دار میباشیم. مگربرای من به صفت یک دختر افغان که همیش باچادری ربط داده شده این موضوع سوال برانگیز و این سوالات به مثابه خود آگاهی وخود شناسایی پیوسته درذهنم انقلاب نموده تا اینکه بیشتر وعمیقتر مرا به شناخت هویتم تحریک نماید وچنین احساسی را در من بوجود آورده که گویا بحیث یک دختر افغان اضافه ازیک افکار سطحی دراین زمینه جوابگو هستم وهمواره ازخویش پرسیده ام که ما افغانها گویا با انکارنمودن وجواب سطحی چون چادری به من / ما ربط ندارد خویش را متمدن جلوه میدهیم ویا اینکه ازاین حقیقت که ما با چادری وچادری باما شناخته شده گریزانیم، بالاخره به نقطه اساسی رسیده بخودگفتم که بدون درنظرداشت پوشیدن یا عدم پوشیدن، چادری شناخت من است ، من ! آری هویت وشناخت یک دخترافغانیکه درقرن بیست ویک زنده گی میکند، پس اگر این (جز) هویت من است من میخواهم به آن به دیده فخر بینگرم نه با شرم وحقارت، زیرا چادری یک حقیقت تاریخ ، نماد زجر وشکنجه ولی نیروی درونی زن افغان بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بلی این میتواند یک اصل باشد که چادری ازخارج ویا هند به این سرزمین کشانیده شده، این موضوع هم میتواند درست باشد که انگلیس ها آنرا برای تضعیف نقش زنان افغان دراجتماع رواج بخشیده اند مگر بدون تردید این حرف بجاست که چادری شناخت خودرا تنها بوسیلۀ زجر، شکنجه، همت وموقف زن افغان یافته است وبرای من ازهمه محق و بجا این است که چادری یگانه لباس است که با خون زن افغان رنگ و با اشک تنهای اوشستشو گردیده، مگر بازهم درد و زیبائی ظاهری وباطنی او(زن افغان) درعمق ویرانه های آن پوشش همچوگنج پنهان وکشف ناشده بجامانده است، نسل بشریت گواه این حقیقت است که تاریخ بشریت همواره با رنج ، زجروشکنجه رشد و به تکامل رسیده است،انسان های مظلوم باروح قوی ونیروی بسا بزرگ درونی خویش درمقابل زشتی ها با مبارزه پیش رفته وآن درد مظلومیت واشک آلود شانرا بادرک واحساس افتخارآمیز به یک قدرت مبدل کرده اند، لذا چادری آن نمادی است که ازدرد های بزرگ زن افغان نماینده گی میکند. پس چادری نه تنها هویت بلکه رسالت ماست یعنی اول هویت خویش را با آنچه که است پذیرفته واگر ازآن رضایت نداریم پس درراستای پیشرفت وبهترنمودن آن کوشاباشیم. اگر چادری نقطۀ ضعف زن افغان شمرده میشود این مسئولیت ماست که این نقطۀ ضعف را به قدرت مبدل گردانیم زیرا من معتقدم که نقاط ضعف هرانسان خود در ذات خویش قدرت نیز دریچۀ قدرتارضیاست، اما ضرورت به شناسائی، تفکیک و طرز استفاده را دارد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با ارایه نمودن چنین دلیل که چادری از خارج به افغانستان آمده ما نمیتوانیم که به حقیقت افغانی بودن آن را بپوشانیم. چادری تاریخ طولانی را در افغانستان داشته  که کوتاه ترین مدت آن به پیش ازاستقلال افغانستان میرسد، و اگر بدین دلیل که چادری در ابتدا از هندبه افغانستان آمده و با وجود استفاده بیش از یک  قرن آن در این دیار، تا هنوز هم نمیتواند افغانی محسوب شود پس این بحث افغان بودن اکثریت ما را نیز زیر سوال میبرد، که در آن صورت بعضی ما را به عربستان بعضی را به ازبکستان و عده  را به هند و تاجکستان خواهیم برد. همچنان باید تذکر داد که چادری میتواند ابزار سیاسی انگلیس در آن زمان مگر سایکالوجی افغانی باشد بغیر آن هیچگاه این پوشش نمیتوانست خود را در این دیارپیدا کند. پس اگر بیگانگان با استفاده از روند افغانی قدرت ما به ضعف تبدیل کرده میتواند پس ما چرا نقطه ضعف خویش را بیک قدرت تبدیل کرده نتوانیم؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">باید با جدیت خاص تذکر داد که هدف غور روی این موضوع تشویق ویاهم دلسرد نمودن مردم به چادری نه بل مطالعۀ شخصیت زن افغان با ویژه گیهای خاص زنده گی اش میباشد. بدیهی است که تا بحال چادری ازدو زاویه مورد بحث قرار گرفته که یک زاویه به آن مجموعه مرتبط است که گویند نباید چادری پوشید  وگروپ دوم طرفدار پوشیدن آن است، ولی من در راستای این مبارزه به هیچ یک این دو زوایا متعلق نبوده چونکه برآنانیکه چادری را برمبنای یک عقیده بسرمیکنند احترام دارم وهمچنان آنانیکه نمیخواهند چادری بسرکنند بدون تردید نیز به انتخاب شان احترام قایلم، اما این موضوع روشن است هنگامی که سخن ازاجباری پوشاندن و یا ناپوشاندن چادری میرود تمام طبقۀ اناث درافغانستان باید یک صدا را بلند کنند که آن دفاع ازحق واحترام به زن افغان میباشد، از همه مهم تر اینکه افغانستان یک کشوراسلامیست که مردم آن جدیدا مسلمان نشده ، پس زنان کامل این ملت خود میدانند که چه بپوشند ونیازمند توصیۀ دیگران نبوده که برایشان نصیحت کنند که چه در تن کنند وچه نه؛ چونکه ما امروز ازاین سوال گذشته ایم که دیگرنمیخواهیم کسی برزنان غیور افغانستان طرزلباس پوشیدن را بیاموزاند. ازطرف دیگر اگر همه به دو زاویه میاندیشند یعنی یکی گوید که چادری بسرکنید ودیگری ازپوشیدن آن انکار میورزد پس چرامن یکی ازاینها باشم؟ در این جهت جامعه به دوبخش تقسیم میشود که یک دسته ازحد بیش هواخواه ودیگر نفرت بی انتها  نسبت به چادری دارند واین خود درذات خویش یک مشکل است که همدیگرپذیری را ازبین برده و باعث ایجاد تفرقه میگردد. همچنان اشخاصی بعدی ایکه داخل این بحث میشود بخاطربقای خویش به یکی ازاین دوگروه میپیوندد وبرای من پیوستن به یکی ازاین دوبخش عدم استقلال ذهنی وفکری ام میباشد، با آنکه پیوستن به یکی ازاین دوگره کارخیلی آسان وبی جنجال است، ولی من چرا به بعد سوم که یک موضوع بحث برانگیز بلی ! مگر به این هردوبخش پیوند داشته وتنها  روی محوریت تاریخ وحقیقت زن افغان میچرخد نیاندیشم که آن به نوبۀ خود میتواند برای درد زنان افغان مداوا باشد، پس چرا من داخل این چادری که همانا خانه تنهای منحصر به زن افغان است نگردیده،آنرا شناسائی و تعریف، قدرت واقعی آنرا تمثیل و برای دفاع ازحق زن صدا برنیاورم؟ سرکردن چادری علاوه برمظلومیت یک قدرت نیزاست، آری من به این باورم واین حق من است زیرا بسرداشتن چنین چیزی کاری آُسانی نبوده وکسی که این را بسرمیکند اوهم انسان عادی نیست آیا کسی که درزندان کتاب مینویسد او یک انسان عادی وبی قدرت گفته میشود؟ لذاشخصا با زاویۀ سوم که داخل شدن درزیرچادری یعنی رسیدن به زن افغان وتمرکزبرقدرت وبزرگی این موجوداست می اندیشم. مجدداً به این نکته تاکید میورزم که زن افغان بودن یک موضوع آسان نمیباشد.این زاویه که برای من حایز اهمیت است متاسفانه تا بحال مطرح بحث نبوده وآن این است که با سرنمودن چادری درجریان دوره های مختلف گذشته وحال چه احساسی برای زن رخ داده وچه قدرتی را این قشرلطیف وستمدیده ازآن بدست آورده است.آیا هرکسی که دنیارا ازدریچۀ خورد میبنید حتما دیدگاه اونیز خورد بوده وخودش ضعیف وخورد جلوه کند؟ حتی به احساسات نفرت انگیز که بر مبنای تصویر بلا تطبیق برشعار چادری دریچۀ قدرت داده شده احترام گذاشته وخود را پیوسته کوشای درک  آن احساسات دانسته و میدانم، و آن تنها به دلیلی که این احساسات منفی درست، مگر غیر مستقیم از تجارب تلخ آن زنانیکه در گذشته بصورت اجباری چادری را به سر کرده اند بمن صحبت میکنند، این حکایت از آن روزگاری میکنند که احساسات بزرگ این زنان در آغوش تنهای چادری حبس گردانیده شده و کسی گوش شنوای برای صدای خفه و فریاد ناکشیدۀ آنان نداده، ولی متاسفانه احساسات این درد ها و تجارب اجباری پوشیدن چادری به یک حساسیت خاص مبدل گردیده است که نمیتواند راه حل برای درد ملت ما باشد؛ چون ضرب المثل مشهوریست که <em>مار گزیده از ریسمان میترسد</em> و هیچ شخص انکار تجارب تلخ این حقیقت (اجباری پوشاندن چادری) را ندارد ولی متاسفانه این موضوع در آنجا ختم نگردیده و امروزه که دموکراسی در این دیار ادعای پیاده شدن را دارد بیشتر زنان ما هنوز هم چادری بسر میکنند، پس باید پذیرفت که حساسیت با حقیقتی که اطراف ما را احاطه کرده نمیتواند راه حل سیاسی باشد، مگراینکه یک عمل احساساتی! متاسفانه بنا بر سیاست ناسالم و غیر حرفهء که در افغانستان مروج است مردم بجای اینکه حقیقت را پذیرفته سپس برای پیدا کردن راه حل آن کوشا گردند همیش گریز از موضوع و انکار حقیقت را راه حل می دانند، که گویا با طریقه چشم پوشی از اوضاع، حقیقت را نابود کرده میتوانند. مطابق به نظر سنجی ایکه در شهر کابل توسط ستاد انتخاباتی  ام صورت گرفته بلند ترین آمار بدست آمده چنین ابراز نظر میکند که از 60-90 در صد زنان در افغانستان امروز چادری میپوشند یعنی بیشتر زنان در افغانستان با وجود اینکه با رژیم دموکراسی به پیش میروند تا هنوز هم زیر چادری زنده گی میکنند. چگونه میتوان که اکثریت این قشر را از نظر انداخته و این حقیقت را نادیده گرفت؟ پس چه ضرردارد اگر به این مبارزه بیرون شویم که دریچۀ خورد چادری این خانمهای بزرگ را بوسیله علم و دانش به یک قدرت واقعی تبدیل نمایم؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.chadari.af/pashto/?feed=rss2&amp;p=200</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انتخابات پارلمانی به من چه مفهومی دارد؟</title>
		<link>http://www.chadari.af/pashto/?p=150</link>
		<comments>http://www.chadari.af/pashto/?p=150#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 06:08:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator></dc:creator>
				<category><![CDATA[مقاله و تحليل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.chadari.af/?p=150</guid>
		<description><![CDATA[فرخنده زهرا نادری باید به این سخن آغازکرد که من یک دانش آموز رشتۀ حقوق هستم که بعداز ختم تحصیلات لسانس خویش درصدد ادامه دادن تحصیلات فوق لسانس دررشته حقوق بین الدول وبخصوص حقوق بشر بودم وهستم، که برای یکسال وقفه، به منظور کسب تجربۀ کاری به کشورم برگشتم تا ازچگونگی ومشکلات اجتماعی و فرهنگی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: left;" dir="rtl"><strong>فرخنده زهرا نادری</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-157" title="election_mg_3455" src="http://www.chadari.af/wp-content/uploads/2010/07/election_mg_3455-100x100.jpg" alt="" width="100" height="100" />باید به این سخن آغازکرد که من یک دانش آموز رشتۀ حقوق هستم که بعداز ختم تحصیلات لسانس خویش درصدد ادامه دادن تحصیلات فوق لسانس دررشته حقوق بین الدول وبخصوص حقوق بشر بودم وهستم، که برای یکسال وقفه، به منظور کسب تجربۀ کاری به کشورم برگشتم تا ازچگونگی ومشکلات اجتماعی و فرهنگی افغانستان درفضای سیاسی کنونی آگاهی بیشتری داشته باشم اما امروز خود را ثبت نام مکتب دیگری بازهم مرتبط به رشته تحصیلی ام نموده ام که آن اشتراک درانتخابات ولسی جرگۀ 1389 به حیث یک کاندیدا ازولایت کابل میباشد. پس به صفت یک دانش آموز این مکتب جدید  یعنی سیاست مسئوولیت آموختن وآموختاندن این پروسۀ مبارزات انتخاباتی را داشته و این روند را جزلاینفک تحقیقات علمی خویش میدانم.<span id="more-150"></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">البته بصورت عموم هدف ازنامزد شدن درانتخابات ولسی جرگه راه یافتن به شورای ملی وبرنده شدن دراین انتخابات است مگر برای من برنده شدن ویا باختن چالش نه بلکه طرز داخل شدن وبرنده شدن آن مفهومی دارد، زیرا یک کاندید درحالت کنونی افغانستان به دلایل مختلف مانند خریداری آراء و دیگر شیوه های غیرمسلکی میتواند درصحنۀ پارلمان حضوریابد. اما  ازدید گاه من این شیوه ها بسا مضر و این کامیابی یک موفقیت نه بلکه یک ناکامی محض پنداشته میشود که همه را محکوم به غیر سیاسی و غیر مسلکی بودن میکند. پس من به حیث یک کاندیدا بخاطر نهادینه شدن دموکراسی در جامعه افغانی چالش های را به خویش گزیده ام که در نتیجه  بتوانم یک ارزیابی خوبی از کار برد خویش، جامعه، سیاسیون، و سیاسی سازی ملت ام بدست آورم. این برای من یک حقیقت است که درصحنۀ انتخابات کسی را رقیب خویش نمیدانم ، چرا شخصا درزنده گی بایگانه کسی که رقابت داشتم آن شخص تنها وتنها خودم بوده ام و با این روش و تفکر من پیوسته درطول زنده گی با چالش های گوناگون همسفرم. پس در راستای انتخابات من چالش های مختلف را بطوریک تحقیقات سیاسی و ملی که برای پیاده نمودن افکار علمی و نهادینه شدن دموکراسی استفاده گردد گزیده ام، که از جمله چند چالش عمده آنرا دراینجا تذکر میدهم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">چالش اول من انتخاب کاندایدای حزب هستم نه مستقل، البته اکثریت کاندیدای که درانتخابات ولسی جرگه سهم گرفته اند با یک نهاد سیاسی ارتباط داشته ویا ازسوی برخی حلقات سیاسی مورد حمایت قرار دارند. مگر بدبختانه همه مستقل بودن را در روند انتخاباتی نسبت به وابستگی شان به احزاب سیاسی ترجیع داده اند چون خوف ازدست دادن آراء شانرا داشته و میخواهند از طریق مستقل بودن رای مردم را از آن خود کنند. ولی متاسفانه بسیاری از سیاسون ما این موضوع را تا هنوز درک کرده نتوانسته اند که انتخابات آن پروسۀ ملی است که برای رشد، تقویت و نهادینه شدن دموکراسی در یک کشور راه اندازی میگردد که در این هنگام احزاب سیاسی  و سیاسیون مسوول اند جامعه را با تلاش و معلومات شان بیشتر سیاسی نموده و یا آموزش سیاسی دهند نه اینکه در این پروسه سیاسیون خود خواهان پنهان نمودن هویت سیاسی شان گردیده و مردم را در تاریکی قرار دهند. البته هدف نقد کردن در اینجا از روند مستقل بودن نه بل سوء استفاده از این طریقه میباشد که این موضوع درحالت کنونی از دیدگاه من دومشکل بزرگ اجتماعی وسیاسی را بارمیآورد؛ اول اینکه  این شیوۀ نامعقول ولی مروج دراجتماع باعث خطربزرگ برای رشد وتقویت دموکراسی یعنی تقویت  ونهادینه شدن افکار احزا ب سیاسی درکشور میگردد. دوم برعلاوه اینکه کاندیدان ازین روش برای ملت یک آموزش وآگاهی درست  را نمیدهند رأی ملت را بر مبنای معلومات اشتباه بدست آورده و سیاست را بسوی دیگرگونی بیشتر میکشانند. این حقیقت است که افکارعامۀ مردم افغانستان نظر به تاریخ تلخ گذشته  که پیوسته جنگ وبی ثبانی آنرا تشکیل میدهد حساسیت خاصی ازنام احزاب دارند ، پس امروز این وجیبۀ ملی هرکاندید وسیاسیون افغانستان است که مردم را ازاین هراس بیرون آورد. سیاسیون باید اینرا تعین کنند که سیاست واحزاب سیاسی برای پشبرد جامعۀ متمدن به طور یک نیاز مبرم دیده میشود ویا اینکه برای عقب مانده گی، جنگ وخشونت یک ابزار است. اگر این یک افکار ناپسندیده است پس برای ازبین بردن ونابود کردن آن همه دست به دست هم داده ساعی باشند، واگر جواب این است که مردم برای بدست آوردن حقوق سیاسی ،اسلامی وانسانی شان ضرورت به تشکیل شوراها واحزاب سیاسی را در افغانستان دارند،  پس چرا سیاسیون ازگرفتن این نام ویا وابستگی شان به احزاب سیاسی انکار میورزند وآنهم تنها در انتخابات؟ علاوه براینکه سیاسیون استادان سیاست دراجتماع هستند و سیاست درست را باید به ملت برای پیشرفت جامعه بیاموزانند آنها باید درراستای معلومات دهی به ملت صادق بوده و شفافیت کاری شان را از این نقطه (کاندیداتوری شان) آغاز نمایند تا با آنچه که است خود را در صحنه ظاهر نماید و اگر هدف شان واقعا خدمت است پس هراس از این نداشته باشد که از کدام جریان سیاسی خود را آشکار مینمایند، چرا که از هر نامی که میاید برای پیشرفت ملت قدم برمیدارد.من با بررسی نمودن چنین مشکلات کشور به حیث یک متعلم سیاسی خواهان گرفتن این چالش گردیدم که نه با واژه مستقل مگر با مهر حزب پیوند ملی خواهان رأی از اقشار مختلف کابل گردم؛ اگر چه آنها یک رأی هم در صندوق برایم نریزند، چرا که به صفت نسل جوان که نظریات و ملاحظات در بستر سیاست و تخطی های سیاسیون در افغانستان داشته و بر سوء استفاده از طریقه ی سیاست و غیر مسلکی بودن آن در کشور به فغان بوده ام واجب افکار خویش میدانم که قدم و کوشش خود را در راستای سیاست درست و مسلکی بودن آن بردارم، تا بتوانم پیام درست را به سمع ملت برسانم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">چالش دوم را از بررسی بر مبنای انتخابات مبارزاتی برگزیدم و آن اینکه من میخواهم تعریف از مبارزات انتخاباتی یا کمپاین داشته باشم وازمبارزات انتخاباتی به مثابۀ یک روند دموکراتیک برای آگاهی وتحرک افکار رای دهنده گان کار گیرم تا منظور انتخابات را که چون پدیده ی جدید در کشور تا هنوز هم روشن نگردیده بتوانم برایشان با مثال کوچک خویش نمایان نمایم. من از روند غیر مسلکی انتخابات در افغانستان بحیث یک جوان این کشور پیوسته رنج برده ام، و این موضوع تأسف آور است که کاندیدان قبلی در انتخابات کدام طریقه ی خاص و مسلکی از خود بجا نگذاشته تا کاندیدان بی تجربه از آن بطور نمونه  نام ببرند، پس با شیوه های پسمانده نه تنها مردم از کاندید و کاندید از مردم معلومات  مثمر گرفته نتوانسته و پروسه ی انتخابات بقسم یک روند سیاسی غیر حرفه ی و نامکمل باقی مانده بل مردم با شعار های خریده شده، افکار دزدی نموده و راه های تاریک کاندیدان غیر مسلکی، تارتر گردیده اند. جای بسا تأسف است که یکسان بودن در اجتماع آنقدر معمول گردیده که هیچ شخص سیاسی نمیتواند جرأت متغیر بودن را از آن خود کند، تا این روند را تغییر دهد و یا در را تغییر دادن آن کوشا باشد چه رسد که با ابتکارات تازه برای مردم پیام بیاورد، چرا که همه خوف مقابل شدن با مخاطره و راست گفتن با ملت را دارند، ولی باید این را درک کرد که تا این جرأت حاصل نگردد هیچ سیاسیی تغیرات سیاسی مثبت را در افغانستان پیاده کرده نمیتواند چرا که در میدان سیاست باید مبارزه کرد و در راستای مبارزه باید خطر را پذیرفت زیرااکثر اوقات درآغوش مخاطره میتوان هدف را بدست آورد، پس درراه رسیدن به اهداف بزرگ از ناکامی های خورد و جزئی نباید هراس و خوف داشت. این نقطه مهم است که ما مبارزین سیاسی بحیث یک کاندید اگر یک چنچ اجنت (change agent) خوب نه، حد اقل در راستای بدست آوردن این صفت کوشا باشیم. بجاست که در رابطه به این بحث ملاحظات خویش را پیرامون نقش زنان در مبارزات انتخاباتی ذکر نمایم که نظر به نقش سنتی زن در افغانستان بصورت اکثریت، مردم زنها را در سیاست جدی نگرفته  وبیشتر جامعه که قادر به بررسی نبوده و شعور سیاسی ضعیف و غیر مسلکی دارند برای کاندیدان زن تنها بر مبنای چهره ی شان رأی میدهند که این یک اهانت بر موقف زن در سیاست و افکار شان میباشد. همچنان این مفکوره اشتراک خانم های مسلکی را به این پروسه  کاهش بخشیده و توجه آنها را با سهم گیری در پارلمان سرد میسازد. البته هدف این نقد، عکس های زیبا نبوده مگر سوء استفاده ی آن بوسیله ی افکار عامه و غیر مسلکی و پائین جلوه دادن سطع علمی زن در سیاست میباشد. بنظر من برای قشراناث لازم و حتمی است که اجتماع را از جدیت کاری شان آگاه ساخته و برخلاف عنعنات نا شایسته ایکه زن را میخواهند ضعیف جلوه دهند رزمیده جامعه را ازاین دگرگونی بیرون کند و من بصفت یک کاندیدا ازقشراناث با اعتراض به این شیوه پوستر انتخاباتی ام را آغاز با شعار و عدم تصویر نموده مفکوره ام را در خدمت مردم قرار دادم تا مردم با این روند آشنایی پیدا کنند که در قدم اول افکار یک کاندید را مورد تبصره قرار دهند نه چهره اش را و از طرف دیگر مردم بتوانند قبل از دیدن کانديد، جدیت مبارزه اش را احساس کرده موجودیت هدف مبارزه اش را در این راستا احساس نماید، اگر چه باید اعتراف کرد که این روند انفرادی من ساده و آسان نبوده و مورد انتقاد حق و نا حق مردم از سطح روشنفکر، سیاسون تا مردم عادی بدلایل مختلف  قرار گرفته، مگر برای اینکه ما سیاسیون خصوصاً جوانان که نیروی پر ابتکار جامعه نامیده میشوند، قوی بار آئیم باید با چالش ها راه رفته مسیر را برای دیگران باز نمایيم تا اینکه این جرئت را آنها نیز از آن خود کرده بتوانند. بجاست که علاوه نمایم هیچ روندی نمیتواند صددرصد موفق باشد اما هر روندی موفقیت های خاص خودرا در قبال دارد و شیوه ی را که من اختیار نموده ام یک کوشش فردی است که بر مبنای بررسی اوضاع کنونی برای بهبودی پروسه انتخابات پذیرفته ام، ولی پذیرش وعدم پذیرش آن به  مردم ربط دارد. در خاتمه  باید تذکر داد که در ابتدا طرز مبارزه انتخاباتی ام مورد انتقاد سیاسیون ( کاندیدان) و غیره بگونه تصدیق بلا تصویر صورت گرفت اما خوشبختاته بعد از بررسی، بسیاری از کاندیدان محترم به این نتیجه رسیدند که خود نیز از این  روند استفاده کنند، بلآخره بدون تصویر به این موفقیت نایل آمده ام که شیوه انتخابات را در بین بعضی کاندیدای قشراناث در این فرصت کم تغییر دهم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.chadari.af/pashto/?feed=rss2&amp;p=150</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حمايت از کانديداتوری فرخنده زهرا نادری</title>
		<link>http://www.chadari.af/pashto/?p=113</link>
		<comments>http://www.chadari.af/pashto/?p=113#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Jul 2010 07:53:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.chadari.af/?p=113</guid>
		<description><![CDATA[بروز سه شنبه مورخ 23 سرطان محفل بزرگ مردمی درحمایت ازکاندیداتوری فرخنده زهرا نادری ، کاندید حزب پیوندملی درانتخابات ولسی جرگه صورت گرفت . گردهمای یاد شده به اشتراک تعداد ازهمشهریان شهر کابل ، گروپ های  به نماینده گی از معلمین و متعلیمن مکاتب مختلف شهرکابل، نماینده گان معیوبین ومعلولین، جمع ازمحصلین ، نماینده گان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">بروز سه شنبه مورخ 23 سرطان محفل بزرگ مردمی درحمایت ازکاندیداتوری فرخنده زهرا نادری ، کاندید حزب پیوندملی درانتخابات ولسی جرگه صورت گرفت .</p>
<p dir="rtl">گردهمای یاد شده به اشتراک تعداد ازهمشهریان شهر کابل ، گروپ های  به نماینده گی از معلمین و متعلیمن مکاتب مختلف شهرکابل، نماینده گان معیوبین ومعلولین، جمع ازمحصلین ، نماینده گان اقوام ازنواحی مختلف ، متنفذین واهل کسبه ازنقاط مختلف شهرکابل صورت گرفت ، دراین محفل سخنرانان ازجمله محترم میرصفدر یکتن ازمعلمین اشتراک کننده به نماینده گی ازمعلمین ضمن اعلام حمایت همه جانبه شان ازکاندیداتوری فرخنده زهرا نادری درانتخابات ولسی جرگه 1389 گفت : انتخابات یک پروسه ملی است که باید مردم بصورت منطقی وآگاهانه درآن شرکت نموده از کارت رای دهی شان که درواقع قدرت شان است درجای مناسب برای کاندید بهتراستفاده نمایند .<span id="more-113"></span></p>
<p dir="rtl">همچنان محترمه فرخنده زهرانادری  نیز به نوبه خود صحبت نموده و ازحضور اشترا ک کننده گان ، معلیمن، معلولین ومعیوبین ، محصلین ، متعملین ، سایر اشتراک کننده گان بوِیژه جوانان،  ابراز امتنان نموده ودربخش از سخنان خویش راجع به برنامه های انتخاباتی اش چنین گفت :</p>
<p dir="rtl"> افغانستان کشوریست که نام آن اکنون همرا با بازسازی گرفته میشود واین بدین معنی است که کشورما درعرصه های مختلف نیازمند کارخدمت است ولی ماباید واقعیت گرا باشیم ودرنخست باید نیازمندی های جامعه را طبقه بندی نموده و اولویت های بنیادی این طرح را بعداز تشخیص وشناسای دقیق درصدربرنامه های کاری خویش قرارداده ودرتکمیل ونهادینه سازی آن ساعی باشیم،  وی افزود،  پس من باورمندم که بخاطر عرضۀ خدمات موثر، بایدمشکلات امروزی جامعه خویش را  دقیقا شناسای نموده  ودریابم که با کدام بخش  واقشار جامعه بیشترین وجوه مشترک ودرک متقابل داشته ومیتوانم انعکاس اهداف خویش را دراین آئینه جستجو نمایم  لذا با درنظرداشت شرایط کنونی واستنباط موضوعات فوق من به صفت کاندیدا درانتخابات شورای ملی دررشد وپیشرفت دوقشرمهم وسرنوشت ساز که عبارت از زنان وجوانان هستند توجه همه جانبه را دراولویت نیازمندی جامعه امروزی مان پنداشته و درصدر برنامه های کاری خویش قرارمیدهم وهمواره تلاش خواهم نمودکه برای تحقق بخشیدن این اهداف یعنی خدمت به این دوبخش، درمحراق توجه واولویت های کاری همه ادارات ، ونهادهای مربوطه قرارگرفته و بیشترین تلاش ها باید روی این هدف بزرگ وسرنوشت سازمتمرکز گردد.</p>
<p dir="rtl">گفتنی است که زهرا نادری ضمن توضیح برنامه های انتخاباتی خویش به سوالات یکتعداد اشتراک کننده گان پاسخ ارائه نمود که دراخیر محفل با دوعایی خیر وآرزوی موفقیت ایشان اختتام یافت .</p>
<p dir="rtl">تهیه گزارش : رهین کوثر</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.chadari.af/pashto/?feed=rss2&amp;p=113</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مبارزات انتخاباتی در افغانستان</title>
		<link>http://www.chadari.af/pashto/?p=96</link>
		<comments>http://www.chadari.af/pashto/?p=96#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 Jul 2010 14:39:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator></dc:creator>
				<category><![CDATA[مقاله و تحليل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.chadari.af/?p=96</guid>
		<description><![CDATA[فرخنده زهرا نادری  کمپاین درافغانستان یک پدیده جدیدیست که با ورود افکار و شعارهای دموکراسی پا به عرصه وجود گذاشته است البته تا بحال افغانستان چندین دوره انتخاباتی محدودی راسپری نموده که هنوز هم مبارزات انتخاباتی سالم برای نهادینه شدن ضرورت دارد. لهذا بدین دلیل فرهنگ مبارزات انتخاباتی در جامعه ما درحالت رشد شمرده شده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: left;" dir="rtl"><strong>فرخنده زهرا نادری</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-138" title="afghanistan election" src="http://www.chadari.af/wp-content/uploads/2010/07/afghanistan-election-100x100.jpg" alt="" width="100" height="100" /> کمپاین درافغانستان یک پدیده جدیدیست که با ورود افکار و شعارهای دموکراسی پا به عرصه وجود گذاشته است البته تا بحال افغانستان چندین دوره انتخاباتی محدودی راسپری نموده که هنوز هم مبارزات انتخاباتی سالم برای نهادینه شدن ضرورت دارد. لهذا بدین دلیل فرهنگ مبارزات انتخاباتی در جامعه ما درحالت رشد شمرده شده و اشخاصیکه کاندیدای انتخابات ولسی جرگه 1389 هستند رسالت تعریف کردن وشکل دادن این روند مبارزات را عهده دارند، چراکه این افکار توسط رفتار وفعالیت های وکلای احتمالی رنگ گرفته، افغانی گردیده وتاریخ میسازد.<span id="more-96"></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">روند مبارزات انتخاباتی ولسی جرگه باید برنامه های خاص خودرا داشته که درطول دوماه وبیست پنج روز تعین شده بتواند کاندیدرا به جامعه وجامعه  را به کاندید بهترمعرفی نماید(هر چندیکه کاندید از قبل باید ازجامعه و جامعه از کاندیدا آگاهی داشته باشد). باید تذکر داد که انتخابات بصورت کل بالخصوص در افغانستان یک پروژه آموزشی بوده که در نتیجه سطع آگاهی مردم توسط کمسیون مستقل انتخابات و کاندیدا به چه اندازه بلند میرود مرتبط به زحمات آنها میگردد. اما بااظهار تاسف باید گفت که بصورت عموم مبارزات انتخاباتی که تابحال در افغانستان صورت گرفته یک روش آموزنده، روشن ومسلکی را ازخود بجا نگذاشته تا دیگر کاندیدان جدیدیکه این روند را تعقیب میکنند ازآن الهام بگیرند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">حتی عدم مسلکی بودن بعضی کاندایدا درگذشته باعث گردیده که مبارزات انتخاباتی نه به یک وجیبه ملی بلکه به یک معاملۀ تجارتی نامعقول تبدیل گردد. در این مقطع زمانی گویا برعکس یک عده مردم برای معامله های تجارتی کوتاه مدت (تابستانی) و یک تعداد کاندیدا هم در امر ترویچ رای فروشی کار کنند نه برافکار ملت سازی، وبه این پرسش که کدام کاندید بلند ترین ارقام پولی را نصیب شان  خواهد کرد احساسات ملی شانرا به فروش رسانند.  بروز چنین مشکلات عدم بی برنامه گی وغیرمسلکی بودن اکثریت کاندیدان محسوب میگردد؛ چرا که این بازار را این کاندیدان خود برای ملت گرم نموده تا اینکه تمام مسولیت های ملی خویش رابقدرت پول تعیین شده دونیم ماهه خویش به فروش برسانند.در اینجا معامله نه بلکه معاملۀ غلط تحت انتقاد قرار مبگرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نظر به تیوری جان لاک میتوان پروسه رای دهی را یک معامله اجتماعی(Social Contract) نامید که در این معامله (Contract) مردم بوسیله رای خویش کاندید مورد نظر خود را قدرت و در مقابل کاندید خدمات خود را به مردم عرضه میکند که  بدون تردید این معامله به مدت تعیین شده آن کرسی میباشد.  بنظر نویسنده کاندیدای که بیشتر شان شعار های مبارزه علیه فساد اداری را دارند باید آغاز آن را از این مرحله کرد؛ چرا که در غیر آن، این شیوه کاری باعث میگردد تا میدان مبارزات انتخاباتی بارقابت های برنامه وافکار روشن نه بلکه با قدرت پولی جیبی به پیش رود و رقابت سالم که دموکراسی آن را تشویق میکند در مراحل ابتدایی خویش ازرشد وتکامل بازمانده و بسوی تعریف سو سوق گیرد یکی ازاین مشکلات عمده این است که حتی شعار های بعضی کاندیدا خریداری گردیده ودرپوسترهای تبلیغاتی شان درج گردد و یا اینکه تنها چهره یک کاندید محور اصلی مبارزات انتخاباتی اش قرار گرفته و به اساس آن رای گیرد، که بالاخره این روند باعث میگردد که تفکیک بین کاندیدا دشوار گردد زیرا یکی مقلد دیگری قرار میگیرد، و در عین حال این امرسبب تضعیف نهضت فکری وابتکارات مغزی کاندیدای جوان میگردد. پس بجاست که گفته شود کاندیدای امروزی به تاریخ ونسل بعدی  جوابگوهستند البته این یک موضوع آشکاراست که مبارزات انتخاباتی مصارف و هزینه بردار میباشد مگرباید واضح گردد که پول برای تطبیق افکار خرچ گردد نه اینکه برعکس افکار برای پول.</p>
<p dir="rtl">(فرخنده زهرا نادری)</p>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.chadari.af/pashto/?feed=rss2&amp;p=96</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زن کيست و چيست؟</title>
		<link>http://www.chadari.af/pashto/?p=85</link>
		<comments>http://www.chadari.af/pashto/?p=85#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Jul 2010 08:29:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator></dc:creator>
				<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله و تحليل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.chadari.af/?p=85</guid>
		<description><![CDATA[فرخنده زهرا نادری زن یک واژۀ شکسته، اشک ناریخته ودردبی احساس است، زن آن  موجودیست که درمقابل نفرت محبت دربرابرخیانت صداقت ودربدل خشونت صمیمیت میبخشد . زن مادربشریت است زن، گوهر انسانیت است زن مریم باعفت وخدیجه محمد(ص) است زن فاطمۀ مظلوم مگربلقیس با قدرت است . آری زن نیرو دهنده نبوت است، زن کبوتر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: left;" dir="rtl"><strong>فرخنده زهرا نادری</strong></p>
<p dir="rtl"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-140" title="woman" src="http://www.chadari.af/wp-content/uploads/2010/07/woman-100x100.jpg" alt="" width="100" height="100" />زن یک واژۀ شکسته، اشک ناریخته ودردبی احساس است، زن آن  موجودیست که درمقابل نفرت محبت دربرابرخیانت صداقت ودربدل خشونت صمیمیت میبخشد .<br />
زن مادربشریت است زن، گوهر انسانیت است زن مریم باعفت وخدیجه محمد(ص) است زن فاطمۀ مظلوم مگربلقیس با قدرت است .<br />
آری زن نیرو دهنده نبوت است، زن کبوتر صلح ووحدت است زیرا زن سمبول عدالت است .<br />
فرخنده زهرا نادری</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.chadari.af/pashto/?feed=rss2&amp;p=85</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مکث بر تعریف زن درفرهنگ فشرده سخن دوکتور حسن انوری</title>
		<link>http://www.chadari.af/pashto/?p=68</link>
		<comments>http://www.chadari.af/pashto/?p=68#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Jun 2010 12:58:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator></dc:creator>
				<category><![CDATA[مقاله و تحليل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.chadari.af/?p=68</guid>
		<description><![CDATA[فرخنده زهرا نادری  زن موجودی است که با وصف تکامل جامعه وبسیاری پیشرفت های بشری قرن 21 تاهنوزهم بصورت حقیقی و درست درسایر جوامع، بالخصوص جامعه افغانی احساس و تعریف نگردیده ، گویا اگرمعرفی هم شده متاسفانه بیشتر توسط شخص دوم (مرد) وباافکارمردسالاری بیان گردیده است که این تعارف نامکمل، اشتباه وفریب دهنده نه تنها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: left;" dir="rtl"><strong>فرخنده زهرا نادری</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-88" title="فرهنگ سخن" src="http://www.chadari.af/wp-content/uploads/2010/06/soxanbozorg-150x150.jpg" alt="" width="95" height="95" /> زن موجودی است که با وصف تکامل جامعه وبسیاری پیشرفت های بشری قرن 21 تاهنوزهم بصورت حقیقی و درست درسایر جوامع، بالخصوص جامعه افغانی احساس و تعریف نگردیده ، گویا اگرمعرفی هم شده متاسفانه بیشتر توسط شخص دوم (مرد) وباافکارمردسالاری بیان گردیده است که این تعارف نامکمل، اشتباه وفریب دهنده نه تنها که یک خدمت علمی نبوده بلکه جامعه را بسوی ناهنجاری های اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی وغیره سوق میدهد.<span id="more-68"></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">دراین مقاله نویسنده غرض شناسای زن وبه تبعیض های ناروا علیه اش به تحلیلی میپردازد که البته هدف این نوشته روی صفحه کشانیدن حقایق تلخیست که زنان امروز درجامعه به آن برمیخورند است  نه حمله و کاشتن نفرت بین این دوقشریعنی زن ومرد. همچنان قابل ذکر است موضوعاتی که در اینجا بحث میگردد مرتبط به افکار اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه بوده و جنبه د ینی که اسلام بر زنان عزت و احترام میبخشد ندارد.   </p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بجاست که آغازرا با واژۀ زن نمود ، این کلمه خود نماینگر قشراناث که نیم پیکرۀ جامعه را تشکیل میدهد میباشد هر چندیکه کلمه زن در فرهنگهای متفاوت تعریف های  مشترک و متغییر دارد مگر تعریفی که  <em>فرهنگ فشرده سخن تالیف دکتور حسن انوری  </em>دربارۀ واژه زن بیان داشته است قابل مکث وبحث است:<strong></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>&#8220;زن</strong> <strong>zan</strong> (i) 1. انسان ماده بالغ، مق  مرد <strong>2. </strong>همسر مرد ، زوجه  مق شوهر<strong> 3. </strong>انسان ماده هم ازکم سال وبزرگ سال<strong>، 4.</strong> (توهین آمیز )  حقیر، ترسو ، نامرد،&#8221;<strong></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">البته تعریفات اول تاسوم ارزش گنجاندن به فرهنگ را دارد مگر معنی چهارمی آن به صفت یک واژۀ توهین آمیز، خود توهین برموجودیت زن میباشد، چونکه لغت توهین آمیز داخل قوس منظور اهانت برمردی است که اورا زن مینامد نه برزنیکه ازواژه اش برای مردهای ترسو وحقیراستفاده میگردد. برعکس وقتیکه یک زن بطورباشهامت ظهورو یا شناخته میشود تعریف که به اواداده میشود این است که <strong>چه یک زن مردانۀ</strong>، که این خود درذات خویش توهین به شخصیت واقعی زن است زیرا اگرتعریف اول وجود نمیداشت (خطاب مرد حقیر باواژۀ زن پس تعریف دوم یعنی تعریف زن خوب با واژه مرد را اگر خوب نه بلکه بد هم فکرنکرد )  بلکه تعریف اول این اهانت را بیشتر تاکید ورزیده وآنرا تشریح میدهد که  در چنین حالت هدف ازتعریف یک فرد اهانت برقشر زن است .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این جزء چهارم تعریف <em>فرهنگ فشرده سخن تالیف دکتور حسن انوری</em> مبین تبعیض لاینفک زنده گی زن درجامعۀ اجتماعی میباشد. هر چندیکه همواره گفته شده: این قشر بیسواد و تاریک است که چنین تبعیض ها را در اجتماع بوجود میاورد. اما،متاسفانه، درج چنین معنی و بیان در فرهنگ(لغت نامه) مبین این تاریک اندیشی یک عده از قشر با سواد و &#8220;روشن&#8221; جامعه نیز میباشد اما خوشبختانه همه اقشار روشنفکر جامعه بدین نظر نبوده بلکه بعضی ها خود مدافع حقوق اسلامی و انسانی زن میباشند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این حقیقتت نیز آشکاراست که فرهنگ مذکور ایرانی بوده مگر هیچ شخصی نمیتواند که ازاین واقعیت تلخ چشم پوشی نماید که تبعیض ذکرشده بصورت گسترده دراجتماع افغانها بیشتر رایج بوده و همچنان استفاده از این فرهنگ ها (لغت نامه ها) نیز از جمله کار های علمی و آموزشی این مردم محسوب میگردد. موضوع متاثرکننده این است که دخیل شدن چنین واژه بصورت تعریف، خواهان نماینده گی از فرهنگ است، وبدبختانه جوانان ازاین فرهنگ (لغت نامه ها )  واژه های منفی وتوهین آمیز را بگونه فرهنگ  آموخته ودرموضوعات اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی به میراث میبرند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بجاست که ذکر گردد یک تفاوت کلی بین فرهنگ وخرافات یا رسوم ناپسند یک جامعه وجود دارد وبدیهی است که این بحث فرهنگ، به نوشتن مقاله تحلیلی دیگری نیاز مند بوده وازحوصلۀ نوشته کنونی بیرون است .مگر به طور فشرده قابل تذکر است که به نظر نویسنده فرهنگ ازرسوم ناپسند متغیربوده زیرا فرهنگ نمایانگر تمدن ، ارزش ها وپیشرفت های یک جامعه میباشد (میتواند درجامه های مختلف ارزش های مختلف خویش را داشته باشد ) که برعقاید پسندیده وگنج های تاریخی آن وابسته است که مردم مرتبط به آن فرهنگ همواره کوشا برای ادامه وپیشبرد این دست آورد های شان به نسل های آینده میباشند. ولی رسوم ناپسند عقاید کورکورانه وجاهلیت یک طبقه، یک قشر ویا یک قوم میباشد که حتی میتواند به طورمشکلزا به سطح ملیت وملت آن جامعه بروز کند لهذا این افکار فرهنگ نامیده نشده بلکه عقب مانده گی  وعدم يیشرفت فرهنگ آن جامعه را نشان میدهد دراینجاهدف ازاین تحلیل وبحث روی موضوع فرهنگ وبی فرهنگی (رسوم ناپسند) این است که درفرهنگنامه که خود  تعریف کنندۀ افکار پر افتخار یک جامعه بوده هیچگاه جای الفاظ تبعیض آور وخشونت آفرین نبوده اما متاسفانه  میتوان گفت که اهانت به زن به سویۀ رایج گردیده که حتی فرهنگ ما را میخواهد که متهم و متاثرازاین دردسرطانی نمایدولی، با صراحت باید گفت که این موضوع قابل قبول هیچ فرهنگی بوده نمیتواند. بنابرین، دلیل عمدۀ این تعریف های سوء وریشۀ مشکلات این حقیقت است که زن همیش از طرف مرد های حاکم که خود شناسی درست از زن نداشته  تعریف گردیده وبوسیله حاکمیت وقدرت آنها ، تعارف نادرست شان به آسانی درجامعه ترویج میابد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> (فرخنده زهرا نادری)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.chadari.af/pashto/?feed=rss2&amp;p=68</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

