رُمان تازۀ خالد حسینی در کرانه های دور دست

ecct0512hosseini

۱۹ / ثور / ۱۳۹۲ – خالد حسینی ، نویسندۀ به کمال رسیده یی است. او از کودکی آغاز به نویسنده گی کرد. انتشارِ رُمانی از وی به گفتۀ خودش ” یک رویایی پنهانی و شخصی بود – یک رویایی که حتا خود من نیز نمی توانستم آن را بپذیرم.”

اما در سال ۲۰۱۳ همه چیز تغییر می یابد؛ هنگامی که وی رُمان ” کاغذ پران باز” را راهی بازار می کند؛ رُمانی که برای شهرتِ جهانی آورد.

این رُمان در افغانستان مبدل شد به یکی از پُر فروش ترین رُمان ها …

دومین رُمان خالد حسینی نیز با نام ” یک هزار خورشید درخشان”  نیز به همین گونه در سال ۲۰۰۷ به بازار آمد.

حالا، خالد حسینی ۴۲ ساله که با همسر و دو کودکش در سن جوس ایالات متحدۀ امریکا زنده گی می کند، می گوید که سومین رُمانش نیز در راه است.

وی در پیوند با این رُمانش می گوید که این رُمان رویکردِ تازه یی در خود دارد

:” درون مایۀ این رُمان در مقایسه با دو رُمان پیشین متفاوت است. این رمان یکی دو تا شخصیت اصلی داستانی دارد. خانه ی اصلی آنان هنوز هم افغانستان است   و شخصیت های اصلی بافت های با افغانستان دارد.”

این کتاب از یک تصویر الهام گرفته است: تصویری که در آن یک مرد در میانه های یک کویر، یک واگون را می کشد. در داخل آن موتر واگون دار یک دختر جوان نشسته است و چند گام پشت سر آن پسر بر می دارد.

خالد حسینی ادامه می دهد که

:” این آدم ها کی بودند و کجا می رفتند، من اصلن آن را نمی دانم. اما آن تصویر برای من کامل شفاف بود.”

انتظار می رود این رُمان نیز به همین زودی ها از چاپ بر آید.

حسینی ده ساله بود که افغانستان را ترک کرد. پدرش، یک دیپلمات افغان بود که با خانواده اش در سال ۱۹۷۶ به پاریس کوچ کردند. آنان همه چیز را در افغانستان رها کردند؛ می گفتند که شاید چهار سال بعد پس بیایند. پس از تهاجم شوروی سابق، به خانوادۀ این افراد پناهنده گی سیاسی در سن جوز ِ ایالات متحدۀ امریکا داده شد. جایی که وی به مطالعات پزشکی آغاز کرد.

 خالد حسینی اما در آغاز داستان های کوتاه می نوشت. و بعد ها نیز کاغذ پران را نوشت. رمانی که این همه برای خالد حسینی پیروزی و شهرت به بار آورد. او پس از این پیروزی درک کرد که باید یکی را انتخاب کند؛ پزشکی، نویسنده گی. او اما انتخاب اش را کرد. رشتۀ پزشکی را ترک کرد و به نویسنده گی آغاز کرد.

گزارشگر: قیام نوری