باز مرا با گلوله ها بستند

شاید قلب های افسردۀ و رنج کشیدۀ مان هنوز برای آن بانوی جوان که گلوله باران شد، اشک می ریزد. شاید هنوز آن کابوس را شماری از ما در بی خوابی های نیمه شب ها با وضوع تماشا کنیم. شاید هنوز نزدیکان، کودکان و دوستان آن زن در پس خانه های تاریک شان آهسته آهسته گریه می کنند. شاید… و شاید…

آری ای مهربانان، این داستان قتل زیباترین فرشته های خدایی به روی زمین تازه آغاز شده است. هنوز پایانی به چشم نمی خورد، درست همانند بحر سیاه دیگر بدبختی های مان…

ما اینجا از گناه کاران و بی گناهان حرفی نداریم؛ اما از آنانی که کشتن این فرشته یی آسمانی را به لذت بردن تعریف می کنند، سخن خواهیم داشت. از آنانی که ” الله اکبر” این شعار محمدی را در کشتن فرشته های خدا به کار می برند، پیامی خواهیم نبشت. از قلب های تاریک، پر ظلمت، سنگین، قصی و بی رحم شان باید بنوسیم.

همچون یک لشکر اهمرین آمدند و با خود فرشته یی هم برای قربانی داشتند. آن فرشته را در چادری کهنه و پاره پاره اش پیچانده بودند؛ چون تحمل دیدن چهرۀ معصوم و زیبایش را نداشتنند. بُرنده ترین شمشیر های زمان را با خود حمل می کردند و هر یک حرص می خورد که زود آن را از زمین فارغ و به دیارش راهی کنند. سرانجام او را در گوشۀ که کسی فریاد بی صدایش را نشود، پرت می کند. آن فرشته گک آرام نشسته است، شاید به تقدیر خدایی سر تسلیم و تعظیم فرود آورده است. شاید چشمانش خسته اش، قلب مهربانش برای آخرین بار دیدن عزیزان و دوستانش اشک می ریزد و می تپد. اما، نمی داند با چه جلادانی طرف است. در همین احوال و اوضاع است، در همین اندیشه غرق است که ناگهان صدای قهقه زنان لشکریان اهریمن بلند می شود  و آن فرشته گگ معصوم گرمی را در گوشه، گوشه های از جسم نحیف اش احساس می کند و بعد….

آری…فرشته گگ را سر به نیست کردند و با خرسندی هر چه تمام به خانه های شان رفتند؛ چون خوش هستند که امروز با پیروزی دستور اربابان شان را پیاده کردند.

اما، این نخستین فرشته یی نیست که به آسمان ها  و بهشت زیبا گام می گذارد. اما، پرسش این جاست آیا چگونه می شود، این را به آخرین شهادت فرشته گان زمینی مبدل کرد؟ چگونه می شود دیگر مادر، خواهر، همسر، دوست و همراز مان را نکشیم؟ دیگر زن نکشیم؟ دیگر مادر را سر و گردن نزنیم، بینی و دهن و زبان اش نبُریم؟

زمان آن کی فرا خواهد رسید که از کشتن زیباترین موجود خدا به روی دست خسته شویم؟ و این گونه از نابودی شان دست برداریم؟

اینها، پرسش های هستند که به پاسخ های من و تو نیاز دارد.