۲۰۱۴، نقطه پایان موفقیت‌های افغانستان نیست

63305_243080792487028_956541356_n

احمد ارشاد خطیبی

استاد دانشگاه

 سال ۲۰۱۴ نقطه عطفی در تاریخ معاصر افغانستان است. زیرا در این سال در کشورمان دو رویداد  بزرگ و سرنوشت‌ساز بوقوع خواهد پیوست که یکی تکمیل پروسه انتقال مسئولیت‌های امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای افغان، و دیگری برگزاری سومین انتخابات ریاست جمهوری می‌باشد.

از زمانی که بحث سال ۲۰۱۴ در افغانستان مطرح شده است، تعدادی از رسانه‌های جمعی و کارشناسان و برخی از مقام‌های خارجی این سال را سرآغاز مصیبت‌های ناگوار و هرج و مرج‌های گسترده برای مردم افغانستان خواندند.

 به باور آنان موفقیت‌های نسبی افغانستان در ده سال گذشته که حاصل تلاش دولت، مردم و نهادهای مدنی، جامعه جهانی و سازمان ملل متحد بوده است، متوقف خواهد شد. آیا براستی چنین است و مؤفقیت‌های افغانستان متوقف خواهد شد؟ مگر قرار است چه اتفاقاتی در ۲۰۱۴ در افغانستان رخ دهد که این همه نسبت به آن بدبین باید باشیم؟ واقعیت این است هر دو رویدادی که در آغاز همین نوشته از آن نام بردیم، در ذات خود خوب و نیک است.

 این دو رویداد برای پیشرفت و مؤفقیت‌های کلان‌ افغانستان ضروری و طبیعی می‌باشد و در واقع خود مؤفقیت بزرگی است. ۲۰۱۴ برای افغانستان فرصت است نه تهدید. این دو رویداد اگر بدرستی مدیریت شوند، بسیاری از تهدیدهای موجود در افغانستان رفع خواهد شد و یا حداقل کنترل خواهند گردید.

 در پاسخ به این پرسش که آیا ۲۰۱۴ سال پایان مؤفقیت‌ها برای افغانستان است؟ باید گفت که نه، چنین نیست. بلکه ۲۰۱۴ سال جشن مؤفقیت‌های افغانستان پس از سقوط  طالبان است.

کلان‌ترین مؤفقیت‌ها برای افغانستان بعد از پیشین ، در ۲۰۱۴ اتفاق خواهد افتاد. در ۲۰۱۴ به این سبب کلان‌ترین مؤفقیت‌ها است که دو رویداد بزرگ توسط خود افغان‌ها مدیریت و کنترل می‌شوند. واگذاری مسئولیت تأمین امنیت کشور به نیروهای افغان که قرار است در ۲۰۱۴ اتفاق افتد گامی بزرگ در راستای خودکفایی در عرصه امنیتی برای افغانستان است.

این که در این سال نیروهای امنیتی کشور قادر خواهند شد مسئولیت‌های امنیتی را بدوش بگیرند نشانه‌ای از پیروزی برای این نیروها و مردم افغانستان است. بدیهی است که در این سال نیروهای امنیتی کشور با چالش‌های روبرو خواهند شد، چون در آغاز این مسئولیت به سر خواهند برد و آغاز هر کار مشکل‌ترین بخش همان کار می‌باشد. اما چالش‌های موجود و چالش‌های که در ۲۰۱۴ در برابر نیروهای امنیتی افغانستان قرار خواهد داشت مؤقتی هستند، دایمی نیستند و با گذشت زمان کاهش خواهند یافت.

از سوی دیگر، برگزاری سومین انتخابات ریاست جمهوری کشور که در ۲۰۱۴ انجام خواهد شد قرار است توسط خود افغان‌ها مدیریت شود. باید بپذیرم که انتخابات مهمترین ابزار دموکراسی است. برای رسیدن به مهمترین اهداف دموکراسی، اساسی‌ترین ابزار انتخابات است. یکی از مهمترین اهداف دموکراسی جلوگیری از تمرکز قدرت است.

 به این منظور باید قدرت در گردش باشد و انتقال یابد. انتخابات، گردش قدرت را از راه مسالمت‌آمیز و قانونی فراهم می‌سازد و جلوی جنگ و خونیزی برای تصاحب قدرت از سوی بازیگران قدرت را می‌گیرد. یکی دیگر از پی‌آمدهای مثبت گردش قدرت تحول در نحوه مدیریت کلان کشوری است. هنگامی که گردش قدرت صورت می‌گیرد، در  واقع  در عرصه مدیریتی  نیز جابجایی صورت می‌گیرد.

گروهی که قبلاً اداره امور را در دست داشته‌اند، جای خود را به گروه یا گروه‌های جدیدی می‌دهد که ممکن است عملکرد بهتری داشته باشند و امیدواری بیشتری از سوی مردم نسبت به گروه جدید و یا تیم تازه بر سر کار امده وجود داشته باشد.

از نظر جامعه‌شاسی قدرت، بزرگترین معضل افغانستان معضل قدرت است. در این کشور قدرت همواره متمرکز و در دست گروه و قوم خاصی بوده است. به همین سبب است که رژیم‌های استبدادی و قومی همواره در این کشور حکومت کردند. برای حل این معضل، انتخابات برای افغانستان اساسی‌ترین نیاز است.

در ۲۰۱۴ قرار است انتخاباتی در کشور برگزار شود که مسئولیت اصلی برگزاری آن بدست افغانان خواهد بود. این برای اولین بار است که افغانستان می‌خواهد با استفاده از توانمندی‌های خود این پروسه همگانی  و ملی را برگزار کند.

در واقع در ۲۰۱۴ است که همه دستاوردها و مؤفقیت‌های دولت و مردم افغانستان و جامعه جهانی از زمان سقوط طالبان تاکنون معنی می‌شود. با توجه به آنچه گفته شد ۲۰۱۴ نقطه پایان مؤفقیت‌های آغاز شده پس از رژیم طالبان برای افغانستان نیست،  بلکه نقطه آغاز مؤفقیت‌های کلان برای کشور ما است.