گردآوری نیرو: گفت وگوها با زنان افغان و چیز های شگفت انگیز که من از آنان آموختم

Farzana Wahidy one of the few female photograhar in Afghanistan, 2010

۷/ دلو / ۱۳۹۱ – پس از نخستین سال روز حمله های یازده هم سپتمبر ، رسانه ها در ایالات متحدۀ امریکا چهره از زنان افغان نشان دادند که خسته ، غم گین، نومید، قربانی به نظر می رسیندند – زنانی که خواهان حمایت و کمک بودند تا درد های شان کاهش یابند.

در ماه اکتوبر سال ۲۰۰۲ میلادی، من ۱۴ زن افغان را در استین ، ایالت تگزاس دیدار کردم.

من آنان را خیلی متفاوت تر از آن چه که در رسانه ها نشان داده می شدند، دریافتم. به حیث یک تصویر بردار که در شرق میانه هم زنده گی کرده است، من دریافتم که می توانیم تصویر کامل تری از زنده گی آنان فراهم سازم. از این رو ، من ۹ ماه پیش نهاد پروژه زنان افغان را ایجاد کردم و هیچ نمی دانستم که تصویر ها و گفت و گوهای من با زنان افغان به کجا خواهد کشانیده شود.

یکی از ان زنان شگفت انگیز که من با آن دیدار کرده بودم، ناجیه نام داشت.

ناجیه، که از سن خوردسالی با جرئت شده بود. از آن جا که هیچ مردی در خانه وی نبود تا به بازار برود، پس او ناگذیر بود که ضروریات روزانۀ خانواده اش را خودش خریداری نماید. او ناگذیر بودکه برای خودش مبارزه نماید تا کسی وی را فریب داده نتواند.

najia

صائب وال ، وحشت های را که وی در جریان جنگ های داخلی در افغانستان تحمل کرده بود، برای من تعریف کرد و مرا با این گفته هایش که ” آن رخ داد ها همه یک تجربه خوبی برای من بود” متعجب ساخت. ” اکنون ما کوشش می کنیم که به یک دیگر کمک نمایم. جنگ نکنیم، و آن روز های تاریک را دیگر نصیب دیگران نسازیم. ما باید میان یک دیگر همکاری داشته باشیم.”

saibwal

رابعه، دانجشوی رشتۀ پزشکی است. او به کاکا هایش می گوید که بگذارند دختران شان درس بخوانند.:” او می پرسد که چه کسی برای دختر خانم ها ، پزشک باشد؟ چه کسی زنان و دختران شما را درمان نماید، اگر دختران شما دانش آموخته نگردند.؟”

rabia

پس از نخستین سفرم، نمایشگاه عکاسی پروژۀ زنان افغان به ارائه پیشکش های گردید که من ناگذیر شدم در سال ۲۰۱۰ دوباره به افغانستان بر گردم. در آن زمان من گفت و گوهایم را تازه کردم و نیز شمار زنانی را که می خواستم با آنان گفت وگویی داشته باشم، بیشتر ساختم. در آن زمان دریافتم ، من تنها زمانی می توانم با آن داستان های که زنان افغان با من در میان گذاشتند، عدالت را به جا آورم، که قصه های آنان را در کتابی درج نمایم.

پیش از سفرم، من نگران بودم که ممکن است زنان با  من صحبت ننمایند و نگذارند تصویری از آنان گرفته شود. یک بار من کمرۀ عکس برداری ام را آماده کردم تا از یک بانویی عکس بگیرم، اما وی نگذاشت که از وی عکسی گرفته شود. هنگامی که من درخواست یک گفت و گو را با وی داشتم، او کودک خوردسالش را نزد شوهرش فرستاد تا درخواست اجازه نماید که شوهرش اجازۀ این کار را داد.

 افغانستان پر از چیز های شگفت انگیز است. سیرک { سرکس} مینی موبایل کودکان، مکان خوبی که به من نشان داد که بخشی مهمی از کار های توسعه یی این است که به طبقۀ جوان لذت جامعۀ صلح آمیز و بدون جنگ می بخشد. داستان های از فراگیری دانش به من نشان داد که خوانش برای زنان افغان تا چه اندازه مهم است که آنان مورد سوء استفاده و بهره برداری قرار نگیرند. من دریافتم که زنان افغان، روشن فکر، توانا و علاقه مند هستند و می خواهند که به توسعۀ کشور شان کمک نمایند. آنان دنبال حمایت از ما هستند، اما نه تسلط مان!

پیگی کیلسی؛ یک عکاس بین المللی است که به علت تصویر هایش که زنده گی زنان افغان و حقوق بشر را در افغانستان به تصویر کشانیده است، پر آوازه است. او بیناد گذار نهاد پروژۀ زنان افغان است.

نویسنده: پیگی کیلسی – عکس بین المللی و بنیاد گذار نهاد ”  پروژۀ زنان افغان”

مترجم: قیام نوری