یک افسر پولیس به اتهام سهل انگاری در پیش گیری قتل یک زن به ۷ سال زندان محکوم شد

afghan_women

۵/ دلو / ۱۳۹۱ – انیسه اعظم یک بانو کوچکی است، با جرئت و غیرت فوق العاده! خط های که بر چهرۀ وی افتیده اند، نشان می دهند که ممکن بیش از چهل سال داشته باشد و غم دایمی نیز همراه وی است.

در ماه مارچ گذشته ، خاطره، دختر انیسه اعظم کشته شد. اعظم در تلاش پیش گیری آن بود. چند هفته پیش از قتل دخترش، او یکجا با دخترش به یک مرکز مأموریت پولیس رفت تا خشونت ها و تهدید به مرگ را که دامادش بر دخترش خاطره انجام داده است، درج نماید. اما، محمد، شوهر خاطره و داماد انیسه، افزون بر آن که انیسه را توهین کرد، وی را با تفنگچۀ تهدید به مرگ نمود.

کیمبرلی موتلی، وکیل مدافع اعظم می گوید  که :” پولیس به اعظم و خاطره توجۀ نکرد.”

ماده های ۵، ۷،۱۵  و ۲۶ اصول نامۀ پولیس و نیز قانون نافذۀ ۲۰۰۹ منع خشونت علیه زنان به این معنی است که پولیس شکایت آنان را درج می کرد و یا حداقل پروندۀ آنان را به وزارت امور زنان افغانستان راجع می ساخت.

انیسه اعظم که دخترش قربانی سهل انگاری یک افسر پولیس شده است می گوید که :” هیچ قانونی در افغانستان وجود ندارد که به زنان افغان کمک کننده باشد. پس، خاطره چگونه می توانست کمک دریافت کند.”

انیسه یک گام بی مانند و شجاعانۀ را برداشته است، یعنی او همان پولیسی را که مسؤولیت و وظیفه اش را در قبال حفاظت از جان خاطره، دخترش انجام نداده است، مورد پیگیرد قضایی قرار داد.

موتلی می افزاید که :” من باور ندارم که پیش از چنین پروندۀ که یک شهروند غیر نظامی کشور  آن هم به ویژه یک زن قربانی –  پروندۀ قضایی در برابر حکومت برای انجام ندادن مسؤولیت های روزمره اش، درج دادگاه کرده باشد.”

خبرنگار الجزیره برای شش هفته درخواست گفت وگوی با این افسر پولیس که نامش در پروندۀ قضایی دادگاه درج شده است، نموده است. این افسر پولیس هر گونه کار اشتباهی را رد می کند اما حاضر نشد که در برابر دوربین این حرف هایش را بیان نماید.

در همین حال، وزارت امور زنان می گوید که حمله ها در برابر زنان افغان رو به افزایش اند و به شکل های وحشیانه ی نیز انجام می شوند. بر بنیاد گفته های مقام های کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان ، میزان خشونت ها در برابر زنان افغان در شش ماه اول سال ۲۰۱۲ ، ۲۲  در صد افزایش یافته است.

محمد، همسر خاطره از سوی دادگاهی در کابل به ۷ سال زندان محکوم گریده است. اما ، اعظم می گوید که اطمینان ندارد که آیا وی در زندان است، یا نه.

امآ، آنچه را که اعظم واقعن می خواهد این است که وی عباسی، نواسه اش را با خود داشته باشد. او اکنون سه ساله شده است؛ اما هرگز روی مادرش را ندیده است.

گزارش ویژۀ : الجزیره

مترجم: قیام نوری –