صبحانه با دو کودک کارگر


۲۲/۱۱/۲۰۱۲ – گزارشگر: قیام نوری – این کودکان زحمت کش هر کدام ۱۰ ساله و یازده ساله هستند. یکی صنف چهار مکتب است؛ و دیگر هم می گوید که صنف سه مکتب می باشد. به گفتۀ این کودکان، قفر، ناداری و بیچاره آنان را مجبور کرده اند که بورس و رنگی به دست های کوچک شان بگیرند و کفش و پاپوش های دیگران را رنگ و پالش کنند. آنان در پاسخ به پرسشی که در آینده می خواهی چه کاره شوی؟… برای لحظاتی در خاموشی عمیق و پر مفهومی فرو رفتند.

امروز صبح، رفتن به سر وظیفه اندکی دیر مان شده بود و من پس از گرفتن همکار خوبم، حیات الله امیری – خواستیم صحبانه را در یکی از چای فروشی های نزدیک دفتر مان صرف کنیم. داخل چای خانه مردمان زیادی بودند – پیر ؛ جوان…
اما، در میان آن همه، چشم های مان به دوک کودک خورد سال دوخته می شود. پسران که پیپ های کوچکی بر دوش داشتند، و لباس های آلوده و کثیف شده با رنگ بوت…
بلی، این کودکان، دو تن از میان هزاران کودک کارگر است که در تلاش است تا با به دست آوردن چند افغانی خرچ یک خانواده را به دست آورند. نام های شان را مهرعلی و جانعلی می گویند. یکی از این کودکان حکایتی کوتاهی از یک روز کاریش را قصه می کند:” روزانه مصروف بوت پالیشی هستیم. ۱۰۰ – ۲۰۰ افغانی در آمد داریم. این مقدار در آمد هر دوی ما است. هر روز هم ۱۰۰- ۲۰۰ افغانی کار کرده نمی توانیم. پدر های مان در سرچوک مشغول مزدور کاری هستند. غریب هستیم، خانواده هایم ما می گوید که باید غریبی کنیم. مکتب هم می رویم و خانواده های خود را حمایت مالی می کنیم.”
پرسش ها و گفت و گو های چندی با آنها داشتیم. اصلن مانند دیگر کودکان نبودند. خیلی شجاع می نمودند و لحظاتی که با آنان گفت وگو داشتیم، با گرمی از ما استقبال کردند و با پیشانی باز به پرسش های ما پاسخ دادند.
اما، هنگامی که پرسیدم که می خواهید در آینده چه مقامی را به دست آورید؟….
آنان سکوت عمیق کردند، شاید پرسش ما را درک نکردند، شاید هم نمی دانستند که آینده یعنی چه…؟ و اما، پس از لحظاتی ، یکی گفت که می خواهد پزشکی شود و دیگری هم گفت که می خواهد مهندس / انجینیر شود.
کودکان کارگر یکی از جمله موضوعات نگران کننده برای بسیاری از فعالان حقوق زن و کودک نیز بوده است. چندی پیش فرخنده زهرا نادری، نمایندۀ مردم در ولسی جرگه و فعالان حقوق زن و کودک، در نشستی با وزیر کار و امور اجتماعی ضمن ابراز نگرانی از وضعیت کودکان گفت که یکی از راه حل برای این معظل این است که همۀ ما { پارلمان افغانستان، وزارت کار و امور اجتماعی و فعالان حقوق بشر و جامعۀ مدنی} باید یک هماهنگی داشته باشیم؛ که مطمئن هستم در این باره همۀ شما با من هم نظر هستید. حکومت باید با برنامه های خود دیگر نهاد های را که برای این کودکان صدا بلند می کنند، از جمله نهاد های جامعۀ مدنی، منسجم بسازد. موضوع دوم که برای حل این مشکل مهم است، آن عبارت از سهم گیری فعال و رضاکارانۀ خود جوانان است. امروزی جوانانی هستند که می خواهند به گونۀ افتخاری با ما برای حل این موضوع کار نمایند و ما باید این فرصت را برای شان فراهم سازیم. و جامعۀ مدنی و خود وزارت کار و امور اجتماعی می توانند چنین زمینه های را برای این جوانان رضاکار فراهم سازند”.