برای دخترکی که در نیمروز قربانی یی دیو شهوت پدر شد : عارفه بهارت

۲۵/۱۰/۲۰۱۲

 شعری از: عارفه بهارت

سر نوشت ات را سوگمندانه گریستم

         نازنین دختر!

آغوش بابا جای پر امنیست

اما,

اینزمان بابا ترا تا پای قربانگاه شهوت میکشاند

ای امان !

     ای داد !

        ای فریاد!

بابا جوانی یی ترا در ّپای طغیانهای شهوت

میکند مصلوب

شوهر , ارزانی کند اندامهای نازنینت را

برای همدمانش در بساط برد و باخت شامهای خود

برادر,

میدرد بطن ترا و کودکت را

در طویله میفشارد زیر  پای کین

کجا رو آوری خواهر؟

کجا رو میبری ای نازنین بی گناه مصلوب !

ای دختر! دردت را کی میداند؟

پدر   ؟؟؟

       شوهر ؟؟؟

           برادر ؟؟؟

یا خدایی که از ان بالا نظارت میکند بخت نگونت را؟