انتخابات پارلمانی به من چه مفهومی دارد؟

فرخنده زهرا نادری

باید به این سخن آغازکرد که من یک دانش آموز رشتۀ حقوق هستم که بعداز ختم تحصیلات لسانس خویش درصدد ادامه دادن تحصیلات فوق لسانس دررشته حقوق بین الدول وبخصوص حقوق بشر بودم وهستم، که برای یکسال وقفه، به منظور کسب تجربۀ کاری به کشورم برگشتم تا ازچگونگی ومشکلات اجتماعی و فرهنگی افغانستان درفضای سیاسی کنونی آگاهی بیشتری داشته باشم اما امروز خود را ثبت نام مکتب دیگری بازهم مرتبط به رشته تحصیلی ام نموده ام که آن اشتراک درانتخابات ولسی جرگۀ ۱۳۸۹ به حیث یک کاندیدا ازولایت کابل میباشد. پس به صفت یک دانش آموز این مکتب جدید  یعنی سیاست مسئوولیت آموختن وآموختاندن این پروسۀ مبارزات انتخاباتی را داشته و این روند را جزلاینفک تحقیقات علمی خویش میدانم.

البته بصورت عموم هدف ازنامزد شدن درانتخابات ولسی جرگه راه یافتن به شورای ملی وبرنده شدن دراین انتخابات است مگر برای من برنده شدن ویا باختن چالش نه بلکه طرز داخل شدن وبرنده شدن آن مفهومی دارد، زیرا یک کاندید درحالت کنونی افغانستان به دلایل مختلف مانند خریداری آراء و دیگر شیوه های غیرمسلکی میتواند درصحنۀ پارلمان حضوریابد. اما  ازدید گاه من این شیوه ها بسا مضر و این کامیابی یک موفقیت نه بلکه یک ناکامی محض پنداشته میشود که همه را محکوم به غیر سیاسی و غیر مسلکی بودن میکند. پس من به حیث یک کاندیدا بخاطر نهادینه شدن دموکراسی در جامعه افغانی چالش های را به خویش گزیده ام که در نتیجه  بتوانم یک ارزیابی خوبی از کار برد خویش، جامعه، سیاسیون، و سیاسی سازی ملت ام بدست آورم. این برای من یک حقیقت است که درصحنۀ انتخابات کسی را رقیب خویش نمیدانم ، چرا شخصا درزنده گی بایگانه کسی که رقابت داشتم آن شخص تنها وتنها خودم بوده ام و با این روش و تفکر من پیوسته درطول زنده گی با چالش های گوناگون همسفرم. پس در راستای انتخابات من چالش های مختلف را بطوریک تحقیقات سیاسی و ملی که برای پیاده نمودن افکار علمی و نهادینه شدن دموکراسی استفاده گردد گزیده ام، که از جمله چند چالش عمده آنرا دراینجا تذکر میدهم.

چالش اول من انتخاب کاندایدای حزب هستم نه مستقل، البته اکثریت کاندیدای که درانتخابات ولسی جرگه سهم گرفته اند با یک نهاد سیاسی ارتباط داشته ویا ازسوی برخی حلقات سیاسی مورد حمایت قرار دارند. مگر بدبختانه همه مستقل بودن را در روند انتخاباتی نسبت به وابستگی شان به احزاب سیاسی ترجیع داده اند چون خوف ازدست دادن آراء شانرا داشته و میخواهند از طریق مستقل بودن رای مردم را از آن خود کنند. ولی متاسفانه بسیاری از سیاسون ما این موضوع را تا هنوز درک کرده نتوانسته اند که انتخابات آن پروسۀ ملی است که برای رشد، تقویت و نهادینه شدن دموکراسی در یک کشور راه اندازی میگردد که در این هنگام احزاب سیاسی  و سیاسیون مسوول اند جامعه را با تلاش و معلومات شان بیشتر سیاسی نموده و یا آموزش سیاسی دهند نه اینکه در این پروسه سیاسیون خود خواهان پنهان نمودن هویت سیاسی شان گردیده و مردم را در تاریکی قرار دهند. البته هدف نقد کردن در اینجا از روند مستقل بودن نه بل سوء استفاده از این طریقه میباشد که این موضوع درحالت کنونی از دیدگاه من دومشکل بزرگ اجتماعی وسیاسی را بارمیآورد؛ اول اینکه  این شیوۀ نامعقول ولی مروج دراجتماع باعث خطربزرگ برای رشد وتقویت دموکراسی یعنی تقویت  ونهادینه شدن افکار احزا ب سیاسی درکشور میگردد. دوم برعلاوه اینکه کاندیدان ازین روش برای ملت یک آموزش وآگاهی درست  را نمیدهند رأی ملت را بر مبنای معلومات اشتباه بدست آورده و سیاست را بسوی دیگرگونی بیشتر میکشانند. این حقیقت است که افکارعامۀ مردم افغانستان نظر به تاریخ تلخ گذشته  که پیوسته جنگ وبی ثبانی آنرا تشکیل میدهد حساسیت خاصی ازنام احزاب دارند ، پس امروز این وجیبۀ ملی هرکاندید وسیاسیون افغانستان است که مردم را ازاین هراس بیرون آورد. سیاسیون باید اینرا تعین کنند که سیاست واحزاب سیاسی برای پشبرد جامعۀ متمدن به طور یک نیاز مبرم دیده میشود ویا اینکه برای عقب مانده گی، جنگ وخشونت یک ابزار است. اگر این یک افکار ناپسندیده است پس برای ازبین بردن ونابود کردن آن همه دست به دست هم داده ساعی باشند، واگر جواب این است که مردم برای بدست آوردن حقوق سیاسی ،اسلامی وانسانی شان ضرورت به تشکیل شوراها واحزاب سیاسی را در افغانستان دارند،  پس چرا سیاسیون ازگرفتن این نام ویا وابستگی شان به احزاب سیاسی انکار میورزند وآنهم تنها در انتخابات؟ علاوه براینکه سیاسیون استادان سیاست دراجتماع هستند و سیاست درست را باید به ملت برای پیشرفت جامعه بیاموزانند آنها باید درراستای معلومات دهی به ملت صادق بوده و شفافیت کاری شان را از این نقطه (کاندیداتوری شان) آغاز نمایند تا با آنچه که است خود را در صحنه ظاهر نماید و اگر هدف شان واقعا خدمت است پس هراس از این نداشته باشد که از کدام جریان سیاسی خود را آشکار مینمایند، چرا که از هر نامی که میاید برای پیشرفت ملت قدم برمیدارد.من با بررسی نمودن چنین مشکلات کشور به حیث یک متعلم سیاسی خواهان گرفتن این چالش گردیدم که نه با واژه مستقل مگر با مهر حزب پیوند ملی خواهان رأی از اقشار مختلف کابل گردم؛ اگر چه آنها یک رأی هم در صندوق برایم نریزند، چرا که به صفت نسل جوان که نظریات و ملاحظات در بستر سیاست و تخطی های سیاسیون در افغانستان داشته و بر سوء استفاده از طریقه ی سیاست و غیر مسلکی بودن آن در کشور به فغان بوده ام واجب افکار خویش میدانم که قدم و کوشش خود را در راستای سیاست درست و مسلکی بودن آن بردارم، تا بتوانم پیام درست را به سمع ملت برسانم.

چالش دوم را از بررسی بر مبنای انتخابات مبارزاتی برگزیدم و آن اینکه من میخواهم تعریف از مبارزات انتخاباتی یا کمپاین داشته باشم وازمبارزات انتخاباتی به مثابۀ یک روند دموکراتیک برای آگاهی وتحرک افکار رای دهنده گان کار گیرم تا منظور انتخابات را که چون پدیده ی جدید در کشور تا هنوز هم روشن نگردیده بتوانم برایشان با مثال کوچک خویش نمایان نمایم. من از روند غیر مسلکی انتخابات در افغانستان بحیث یک جوان این کشور پیوسته رنج برده ام، و این موضوع تأسف آور است که کاندیدان قبلی در انتخابات کدام طریقه ی خاص و مسلکی از خود بجا نگذاشته تا کاندیدان بی تجربه از آن بطور نمونه  نام ببرند، پس با شیوه های پسمانده نه تنها مردم از کاندید و کاندید از مردم معلومات  مثمر گرفته نتوانسته و پروسه ی انتخابات بقسم یک روند سیاسی غیر حرفه ی و نامکمل باقی مانده بل مردم با شعار های خریده شده، افکار دزدی نموده و راه های تاریک کاندیدان غیر مسلکی، تارتر گردیده اند. جای بسا تأسف است که یکسان بودن در اجتماع آنقدر معمول گردیده که هیچ شخص سیاسی نمیتواند جرأت متغیر بودن را از آن خود کند، تا این روند را تغییر دهد و یا در را تغییر دادن آن کوشا باشد چه رسد که با ابتکارات تازه برای مردم پیام بیاورد، چرا که همه خوف مقابل شدن با مخاطره و راست گفتن با ملت را دارند، ولی باید این را درک کرد که تا این جرأت حاصل نگردد هیچ سیاسیی تغیرات سیاسی مثبت را در افغانستان پیاده کرده نمیتواند چرا که در میدان سیاست باید مبارزه کرد و در راستای مبارزه باید خطر را پذیرفت زیرااکثر اوقات درآغوش مخاطره میتوان هدف را بدست آورد، پس درراه رسیدن به اهداف بزرگ از ناکامی های خورد و جزئی نباید هراس و خوف داشت. این نقطه مهم است که ما مبارزین سیاسی بحیث یک کاندید اگر یک چنچ اجنت (change agent) خوب نه، حد اقل در راستای بدست آوردن این صفت کوشا باشیم. بجاست که در رابطه به این بحث ملاحظات خویش را پیرامون نقش زنان در مبارزات انتخاباتی ذکر نمایم که نظر به نقش سنتی زن در افغانستان بصورت اکثریت، مردم زنها را در سیاست جدی نگرفته  وبیشتر جامعه که قادر به بررسی نبوده و شعور سیاسی ضعیف و غیر مسلکی دارند برای کاندیدان زن تنها بر مبنای چهره ی شان رأی میدهند که این یک اهانت بر موقف زن در سیاست و افکار شان میباشد. همچنان این مفکوره اشتراک خانم های مسلکی را به این پروسه  کاهش بخشیده و توجه آنها را با سهم گیری در پارلمان سرد میسازد. البته هدف این نقد، عکس های زیبا نبوده مگر سوء استفاده ی آن بوسیله ی افکار عامه و غیر مسلکی و پائین جلوه دادن سطع علمی زن در سیاست میباشد. بنظر من برای قشراناث لازم و حتمی است که اجتماع را از جدیت کاری شان آگاه ساخته و برخلاف عنعنات نا شایسته ایکه زن را میخواهند ضعیف جلوه دهند رزمیده جامعه را ازاین دگرگونی بیرون کند و من بصفت یک کاندیدا ازقشراناث با اعتراض به این شیوه پوستر انتخاباتی ام را آغاز با شعار و عدم تصویر نموده مفکوره ام را در خدمت مردم قرار دادم تا مردم با این روند آشنایی پیدا کنند که در قدم اول افکار یک کاندید را مورد تبصره قرار دهند نه چهره اش را و از طرف دیگر مردم بتوانند قبل از دیدن کاندید، جدیت مبارزه اش را احساس کرده موجودیت هدف مبارزه اش را در این راستا احساس نماید، اگر چه باید اعتراف کرد که این روند انفرادی من ساده و آسان نبوده و مورد انتقاد حق و نا حق مردم از سطح روشنفکر، سیاسون تا مردم عادی بدلایل مختلف  قرار گرفته، مگر برای اینکه ما سیاسیون خصوصاً جوانان که نیروی پر ابتکار جامعه نامیده میشوند، قوی بار آئیم باید با چالش ها راه رفته مسیر را برای دیگران باز نماییم تا اینکه این جرئت را آنها نیز از آن خود کرده بتوانند. بجاست که علاوه نمایم هیچ روندی نمیتواند صددرصد موفق باشد اما هر روندی موفقیت های خاص خودرا در قبال دارد و شیوه ی را که من اختیار نموده ام یک کوشش فردی است که بر مبنای بررسی اوضاع کنونی برای بهبودی پروسه انتخابات پذیرفته ام، ولی پذیرش وعدم پذیرش آن به  مردم ربط دارد. در خاتمه  باید تذکر داد که در ابتدا طرز مبارزه انتخاباتی ام مورد انتقاد سیاسیون ( کاندیدان) و غیره بگونه تصدیق بلا تصویر صورت گرفت اما خوشبختاته بعد از بررسی، بسیاری از کاندیدان محترم به این نتیجه رسیدند که خود نیز از این  روند استفاده کنند، بلآخره بدون تصویر به این موفقیت نایل آمده ام که شیوه انتخابات را در بین بعضی کاندیدای قشراناث در این فرصت کم تغییر دهم.

Comments

  • علی هادی said:

    انتخابات یکی ازاساسی ، بنیادی ومهم ترین شیوه های دموکراسی وحکومتداری مردمی درجهان است که ازاین طریق مردم میتواند خود سرنوشت سیاسی خویش را تعیین نماید ، درافغانستان انتخابات سابقه طولانی ندارد ونیاز است که مردم هرچه بیشتر دراین زمینه آگاهی پیداکند ،پس کاندیدا محترم مکلف است که با استفاده ازاین اصل درقسمت آگاهی دهی مردم بیش ازهمه توجه نماید ، ضمنا باید گفت که آوردن تغیر کار آسان نیست زیرا اول باید مفکوره ایجاد تغیروجود داشته باشد ثانیا باید مبارزه وراه رسیدن به این هدف درست شناسای وتعقیب گردد ، این روند ( ایجاد تغیر) خوشبختانه ازجانب زهرانادری هم اکنون آغاز گردیده وما خواهان موفقیت شان دراین راستا بوده ودرقسمت همیاری با ایشان دراین زمینه ازهیچ نوع تلاش دریغ نمی ورزیم

    موفق ، کامگار باشید
    وعده همکاری ما روز ۲۷ سنبله

  • ابراهیم تولا said:

    به امید موفقیت شما
    اندیشه های شگرف ، برآنت واداشته است تا ملی بی اندیشی و ملی زندگی نمایی.

  • عبدلرحمن خادمی said:

    اسلام دوستان عزیز
    بسیار خوشحال هستم که امروز محترامه فرخنده زهرا نادری یکی از شخصیات ها بزرگی افغانستان خانم فرخنده زهرا نادری کمر را بسته در راه خدمت و دفاع از مردم و زن ها مضلوم بی چراه افغانستان من از همه مردم شریف وطن دوست این سر زمین خواهشمندام از محترمه فرخنده زهرا نادری حمایت بکند و من از بارگاه خداوند(ج) موفقیت ها بشتر شان رادر اومور زندگی خواهن هستم باز همم زنده باد فرخنده زهرا نادری

  • فیض الله فوشنج said:

    بنده به این عقیده هستم که در افغانستان انتخابات هیچ مفوم را ارایه نمی نماید
    چرا؟
    چرا که در افغانستان قانون وجود ندارد وجود دارد ولی وجود خود را ظاهرو نمایان ننموده است که ما بگویم ان قانون بود
    اولا ما باید قانون بسازیم دوماٌ به انسان سازی شروع کنیم یعنی اینکه قانون تصویب شده هرچند اشکال در آن وجوددارد باید برطرف و بر سری جامعه عملی گردد حرف برای گفتن زیاد دارم ولی اینجا جای این حرف ها نیست که من بگویم
    من یک سوال دارم از شما زهرا جان
    به نظر شما تبلیغات که امروزه در افغانستان وجود دارد از صحت کامل برخوردار است؟
    اگر نیست چرابرخوردار نمی سازید؟
    مصارف که کاندیدان برای تبلیغات خود در مرض مصر ف میگذارند از مرز ملیون گذشته به معاش که داردن در پارلمان جبران می شود؟
    در صورتیکه موفق شوند

  • عبدالباسط said:

    با عرض سلام

    حالا که نتایج تقریا معلوم شده و شما تقریبا برنده هستید میدانید مردم هزار مشکل بنیادی دارند که اصلا توجهی بهش نمیشود مثلا رسانه ها که بجز نشر فیلم های مبتذل و آهنگ های غربی دیگر کاری ندارند و یا معارف که تقریبا رو به تباهی گام میگذارد و یا بزرگترین مشکل تعصب قومی که همه در بروزان بصورت مساوی کار میکنند شما چی کاری خواهید کرد البته منطقی تر اگر جواب بدهید خیلی خوش میشوم

    تشکر

  • Zohra said:

    Salam Alaikom,

    Ba omid mafaqyate har chi bishter shoma.

  • Maple Ethridge said:

    wow, great site, will be returning for much further reading to gain more info on this subject. Thanks – keep up the great work!

Trackbacks

There are no trackbacks