رفتن به مکتب برای دختران افغان، شجاعت می خواهد

هر چند بر بنیاد قوانین حکومت تازه افغانستان دختران باید به مکتب بروند، با این هم بسیاری از دختران افغان از رفتن به مکتب محروم اند.

تهدید های مرگ، تیزاب پاشی ها و بم گذاری های جنگجویان طالب و دیگر گروه های افراطی در افغانستان باعث شده است ، بسیاری از خانواده های که از تحصیل دختران شان حمایت می کنند، ناگذیر دختران شان را از رفتن به مکتب ها باز دارند.

منبع: گزارش تحقیقی از: نیویارک تایمز  |  ۵/۹/۲۰۱۲

گاهی اوقات این خانواده ها است که در برابر دختران شان می ایستند. مسؤولان مکتب ها در بسیاری از بخش های کشور می گویند که خانواده های محافظه کار بیشتر اوقات از عروسی شدن دختران و یا خواهران شان راضی هستند، تا کمک آنان برای تحصیل دانش!

اما در این شماری از دختران، مانند رحمانیه ۱۸ ساله در برابر این پدیده نرفتن دختران مبارزه می کنند.

وی که دانش آموز صنف دهم در یکی مکتب های دخترانه در ولایت کندهار است می گوید که زیباترین لحظات زنده گی وی، هنگامی است که او در مکتب مشغول فراگیری دانش است.

 

رحمانیه که به علت های امنیتی از گفتن نام خانواده گی اش منصرف شده است، می گوید که وی تا پنج سال پیش که پدرش زنده بود، جرئت رفتن به مکتب را نداشت. پدرش وی را هشدار داده بود که اگر پایش را به مکتب بگذارد، او را ” آق” خواهد کرد.

اما در این روز ها این دختر نحیف تن و چشمان نصواری در رویای شامل شدن در دانشگاهی در رشته خبرنگاری است.

اما رحمانیه می افزاید که فکر کردن در آینده بسیار دشوار می شود، درست هنگامی که برادرش وی را تهدید می کند که اگر وی به این کارش ادامه دهد، او با چاقوی که همواره همراهش است، خواهد کُشت.

رحمانیه       دانش آموز

” برادر ام چندین بار است که مرا لت و کوب کرده است. او به من می گوید که تو به مکتب برو و من مانند طالبان به رویت تیزاب خواهم پاشید. من با طالبان یکجا خواهم شد و آنان از من در این کشور کفر که دختران در آن مکتب می روند، محافظت خواهند کرد.”

رحمانیه می گوید که مخالفت بردار  وی با مکتب رفتن اش ریشه در حسادت وی دارد. چون بردار اش سالها پیش مکتب را رها کرده است.

خانواده رحمانیه ، همانند بسیاری از خانواده های دیگر در شهر کندهار در تلاش عروسی وی است و این دختر می گوید که بردارش خواهان عروسی وی است. در افغانستان مهریه ها برای خانوادۀ دختر پول نقد فراوان به همراه دارد.

رحمانیه       دانش آموز

” اما من نمی خواهم که عروسی کنم، کم از کم تا هنگامی که تحصیلاتم را به پایان نرسانیده ام.”

رحمانیه می گوید که از مقاومت بردار اش به ضد خودش کار می گیرد.

او می گوید که ، هنگامی که برادر اش وی را تهدید می کند که او را فلج و یا نابینا خواهد ساخت، رحمانیه به برادرش یاد آوری می کند که اگر وی معلول شود، پس او هرگز همسری پیدا نخواهد کرد.

اما هنوز این تهدید ها و لت و کوب ها رحمانیه را مجبور به پنهان شدن کرده است. او هر از چند روز بعد از خانه یک خیشاوند مهربانش به یک خانه خویشاوند دیگر می رود، تا بردارش وی را پید کرده نتواند.

هفته پیش مادر رحمانیه راضی شد که به نقشه دختر اش برای پناه گرفتن به یکی از خانه های امن در کابل وی را کمک کند – جایی که وی می تواند به تحصیلات اش در کابل با مصونیت تمام ادامه دهد.

این نقشه هنگامی نقش بر آب شد که مادر رحمانیه با انبوهی از فشار های خانواده گی روبرو شد که هر چه زود تر وی را با یکی از خویشاوندانش ازدواج نماید.

مادر این دختر می گوید که آن مرد به آنان وعده داده است که پس از عروسی مانع مکتب رفتن رحمانیه نخواهد شد. اما رحمانیه باور دارد که این حرف ها همه دروغ اند  و از عروسی با آن مرد خودداری کرد.

رحمانیه می گوید که وی در جال گیر مانده است و آغاز به اشک ریختن نمود.

رحمانیه       دانش آموز

” اگر خودکشی گناه نمی بود من این کار را کرده بودم. زنده گی بسیار تلخ شده است.”

احسان الله احسان رئیس انستیتیوت دانش های مدرن در کندهار می گوید که ۸۰۰ دختر در کندهار به مکتب می روند، تأکید می ورزد که پروندهء رحمانیه بی نظیر نیست.

رحمانیه می گوید که نمی خواهد در افغانستان زنده گی نماید. او می گوید که خوش دارد به خارج از کشور برود اما کسی را ندارد که وی را در این کار یاری نماید.